عبادات

برخی از آسیبهای ترک نماز و راهکارهای آن

تن پروری و تنبلی:

اساساً افراد تنبل و تن پرور، ارداه قوی نسبت به انجام امور معنوی ندارند و در مسیر زندگی خود با مشکل رو به رو هستند. اینگونه افراد دارای روح کوچک هستند و همواره در بند خواستهای تن می باشند.

درمان:

ترک پرخوابی و پرخوری که باعث کسالت و ضعیف شدن ارداه می شود و اشتیاقی برای عبادت نمی ماند و اینکه برای ترک این عادت به بد از خدای متعال استعانت بجوییم و از ورزش و نرمش برای رفع کسالت استفاده کنیم و مداومت بر این کار را فراموش نکنیم و از شهوت رانی و بزهکاری دوری کنیم؛ زیرا افراد شهوت ران دارای اراده ای ضعیف هستند و از آنجایی که پرستش و عبادت، خواسته و نیاز روح آدمی است، لذا آدم شهوت ران به دلیل اسیر و گرفتار جسم بودن، نمی تواند به خواسته های روح پاسخ مثبت دهد.

مسامحه کاری:

یکی از اسباب ترک نماز سهل انگاری است. این عامل غیر از تنبلی و بی حالی نیست؛ زیرا مشاهده می شود که انسان با اینکه در بهترین وضعیت روحی و جسمی به سر می برد، ولیکن نسبت به امور معنوی مخصوصاً نماز بی توجه است، لذا به راحتی آن را ترک می کند و احساس نمی کند که عمل مهمی را ترک کرده است.

درمان:

از علل اصلی بی توجهی و سهل انگاری در نماز، اهمیت ندادن به عبادت و در حقیقت، مهم جلوه نکردن نماز برای آدمی است. برای رفع سهل انگاری، باید به نماز اهمیت داد و آفات ترک آن را شناخت و دانست که فریاد خدا بر سر سهل انگاران بلند است.

احساس خودنمایی و ریاکاری:

بعضی ها با خواندن نماز احساس می کنند که در زمره ریارکاران قرار گرفته اند و بعضی ها می گویند: خجالت می کشیم، چون تا به حال نماز نخواندیم و اگر اکنون بخوانیم، شاید مورد طعن و مسخره پدر و مادر و دوستان قرار بگیریم.

درمان:

برای درمان می بایست ابتدا دیگران برخوردشان با اینگونه افراد درست باشد و آنها را تشویق به خواندن نماز کنند و به آنها بگویند که فایده نماز به خود آنها برمی گردد و نه به کسی و خود شخص نیز می تواند به خود کمک کند یعنی اینکه اگر با خواندن نماز مورد مسخره قرار گیرد، صاحب عبادت که خداوند است خوشحال می شود و خوشحالی او کافی است و در این حالت است که می توانیم طعن و مسخره دیگران را تحمل کنیم.

احساس بی فایده بودن نماز به علت گناهکار بودن:

در این حالت، شخص گناهکار با خود می گوید: حالا که من گناهکارم و بزهکارم پس برای چه نماز بخوانم؟ نماز چه فایده ای به حال من دارد؟ در نتیجه سعی می کند یا ترک گناه کند یا ترک نماز و از آنجایی که با گناه مأنوس شده است، ترک نماز را می پذیرد.

درمان:

ارتکاب معصیت، اگرچه حرام و مانع تحصیل حضور قلب است، ولی موجب بطلان نماز نمی گردد و همچنین مشکل گناهکار با ترک نماز حل نمی شود، بلکه گرفتاری او مضاعف می گردد. بنابراین نباید انسان به صرف انجام معصیت از خود ناامید شود و ترک نماز کند، بلکه به موازات توجه به معنویات به ترک گناهان بپردازد و به هیچ بهانه ای نماز را ترک نگوید و نیز بداند که هر قدر هم گناهکار باشد، راه برگشت دارد.

باز آی هر آنچه هستی باز آی

گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی باز آی

 خانواده:

یکی از عوامل مهم در سازندگی و شکوفایی و یا تخریب شخصیت انسان، خانواده و محیط زندگی است و بیشترین همانندسازی و الگوبرداری را در دوران طفولیت از اهل خانواده، مخصوصاً پدر و مادراست. از دلایل بی توجهی به نماز، نبودن الگوی نمازگزار در منزل و جَو فاسد محیط خانه است.

محیط و اجتماع فاسد:

یکی دیگر از دلایل ترک نماز، قرار گرفتن در محیط نامساعد و فاسد است. در اجتماعی که معنویت و روح نماز حاکم باشد، توجه به معنویات مخصوصاً نماز، بیشتر خواهد بود.

درمان:

بر مسؤولان لازم است که درصدد اصلاح محیط و جامعه برآیند و زمینه های فساد را از بین ببرند و به جای آن، فضا و جو جامعه را از معنویات پر کند.

دوست فاسد:

یکی از عوامل ترک نماز، همنشینی و همراهی با تارک الصلوه است و از امام صادق نقل شده است: دین انسان بستگی به دین دوستش دارد، بنابراین باید بدانیم که ساختار شخصیتی و معنوی ما با دوستانمان گره خورده است.

درمان:

قطع رابطه با دوست فاسد و تارک الصلوه و در مقابل همنشینی با انسانهای پاک و نمازگزار و اهل علم بهترین شکل درمان است.

برخوردهای نامناسب افراد مذهبی:

تأثیر رفتارهای مبلغان مذهبی و به طور کلی متدینان در انسانهای دیگر حتمی است. مسلماً الگوهای دینی که جوانان و نوجوانان را دعوت به پاکی، انسانیت، معنویت و عبادت و … می کند، باید اول خودشان عامل به گفته هایشان باشند و اگر خلاف گفته های خود عمل کنند، آثار منفی تربیتی بر افراد جامعه خواهد داشت.

درمان:

راه درمان بر الگوهای مذهبی است که این واقیعت را بپذیرند که هر نوع رفتار و کردار آنها در معنویات، ایمان و رفتار مردم، تأثیر خواهد داشت. دیگر آنکه رهبران دینی باید در اِعمال روشهای تربیتی همانند اسوه عالَم اِمکان، حضرت محمد (ص) اعتدال و میانه روی و ظرفیت افراد را در نظر داشته باشد و از روشهای مفیدی مانند: استدلال، تشویق، تحسین و استفاده کنند و از استبداد و خشونت بپرهیزند.

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جای خالی را با عدد مناسب پر کنید *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن