ترجمه و مقالات متنوع

ویژگی های یک طالب العلم، قسمت سوم

احادیث نبوی در بیان فضیلت علم و منزلت آن

کتابهای حدیث مملوء از اجادیثی  هستند که بیانگر منزلت علم می باشد، رسول الله صلی الله علیه و سلم   در آن روایات آحاد جامعه را تشویق به فراگیری می کنند و جایگاه علماء و شرافت و ارزش آنها را نیز بیان می کنند، همچنین صفات و ویژگیهای مربوط به علم و علماء را نیز بیان می دارند که علم و یا طالب باید آراسته به آنها باشند. بیش از صد روایت در بخاری پیرامون علم و طلب آن مذکور می باشد، تا جاییکه امام بخاری رحمه الله بخش مستقلی در صحیحش بعد از بخش ایمان تحت عنوان(کتاب العلم) را ذکر نموده، بعدا آن بخش را به ابواب و فصلهای متعددی تقسیم نموده که در بر گیرنده ی این مباحث: فضیلت علم، سفر بخاطر فراگیری علم، نوشتن مباحث علم و محافظت نمودن از آنها و یادگیری و درک آنها و مباحثی دیگر از این قبیل. همچنین در سایر کتب حدیثی نیز در بر گیرنده احادیث نبوی و آثار و اقوال صحابه و تابعین و سایر بزرگان دینی رضوان الله علیهم مربوط به  مباحث متعلق به علم می باشند، و همه اینها اشاره به منزلت علم و جایگاه بلند علماء می کند، اکنون به برخی از آن روایات اشاره می گردد:

۱: عن مُعَاوِیَهَ بن أبی سفیان رضی الله عنهما قال: سَمِعْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ : (مَنْ یُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَیْرًا یُفَقِّهْهُ فِی الدِّینِ).
والفقه فی اللغه : هو الفهم ، ثم غلب إطلاقه على فهم الدین والشرع . (بخاری و مسلم)

از حضرت معاویه رضی الله عنه روایت شده : از رسول الله صلی الله علیه شنیدم که می فرمودند : خداوند با هر کسی اراده ی خیری داشته باشد فهم و درک دین را به او عنایت می کند.

علامه عینی رحمه الله می فرماید:
منظور از یفقهه، یفهمه یعنی فهم دین می باشد، زیرا فقه در لغت بمعنای فهم می آید، چنانچه در قرآن ذکر شده” یفقهوا قولی” طه ۲۸ یعنی افهموا قولی، بمعنی اینکه قول مرا بفهمید، می باشد، البته بعدا فقه مختص به علم شریعت گردید و به شخصی که از علم شریعت آگاه می باشد فقیه می گویند،”عمده القاری” (۲/۴۲)
و ” فتح الباری” (۱/ ۱۶۱) . زمانیکه انسان از نعمت فهم و درک دین بمعنای واقعی برخوردار باشد لازما بر مبنای تعالیم شریعت عمل خواهد نمود، زمانیکه انسان تابع و عامل بر شریعت باشد یقینا رستگار خواهد گردید، و بزرگترین خیر در حق یک شخص همین رستگاریش خواهد بود. خداوند همه را از این نعمت بزرگ برخودار بنماید و از آن محروم نگردد.

۲: عَنْ أَبِی مُوسَى, عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ, قَالَ:((إِنَّ مَثَلَ مَا بَعَثَنِیَ اللَّهُ بِهِ مِنْ الْهُدَى وَالْعِلْمِ, کَمَثَلِ غَیْثٍ – مطر- أَصَابَ أَرْضًا, فَکَانَتْ مِنْهَا طَائِفَهٌ طَیِّبَهٌ, قَبِلَتْ الْمَاءَ, فَأَنْبَتَتْ الْکَلَأَ, وَالْعُشْبَ الْکَثِیرَ, وَکَانَ مِنْهَا أَجَادِبُ, أَمْسَکَتْ الْمَاءَ, فَنَفَعَ اللَّهُ بِهَا النَّاسَ, فَشَرِبُوا مِنْهَا, وَسَقَوْا, وَرَعَوْا, وَأَصَابَ طَائِفَهً مِنْهَا أُخْرَى, إِنَّمَا هِیَ قِیعَانٌ, لَا تُمْسِکُ مَاءً, وَلَا تُنْبِتُ کَلَأً, فَذَلِکَ مَثَلُ مَنْ فَقُهَ فِی دِینِ اللَّهِ, وَنَفَعَهُ بِمَا بَعَثَنِیَ اللَّهُ بِهِ, فَعَلِمَ وَعَلَّمَ, وَمَثَلُ مَنْ لَمْ یَرْفَعْ بِذَلِکَ رَأْسًا, وَلَمْ یَقْبَلْ هُدَى اللَّهِ الَّذِی أُرْسِلْتُ بِهِ))

[أخرجهما البخاری ومسلم فی صحیحهما عن أبی موسى الأشعری]

از حضرت ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: مثال من نسبت به آنچه که خداوند مرا بهمراهش از هدایت و علم مبعوث نموده مانند ابر باران می ماند که به زمینی می رسد، بخشی از آن زمین، بسیار خوب می باشد، طوری که آن آب را جذب نمی نماید و مرتع و گیاهان فراوانی می رویاند، و بخشی دیگر از ان زمین طوری خشک است که آب را نگه می دارد و بعدا خداوند به توسط آن مردم را فایده می دهد، پس از آن می نوشند و و می نوشانند و سیراب می گردند،، و مقداری دیگر از آب باران به بخشی دیگر از زمین می رسد که طوری هموار است که آب را نگه نمی دارد، و گیاهی هم نمی رویاند، این مثال همان شخصی می باشد که در دین تفقه حاصل می کند و نسبت به آنچه که بسویش مبعوث گردیدم نیز تفقه حاصل می کند و آنر فرا می گیرد و دیگران را می آموزاند، و همچنین مثال آن شخصی می باشد که اصلا نسبت به آن اقدامی نمی کند و آن هدایت خداوندی که بسویش فرستاده شدم را نمی پذیرد.

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت به فراگیری علم و فرا دادنش تشویق نموده اند و آنرا مانند ابر باران زائی تشبیه نمودند، زمانیکه مردم به آن نیاز پیدا می کنند می آید و بر عموم می بارد، در این روایت رسول اللهصلی الله علیه و سلم مستمعین را همانند زمین قرار می دهد ، زیرا همه ی بخشهای زمین نسبت به جذب آب یکسان نمی باشند، زیرا:

۱: بسیار از مردم عالم و عامل، معلم می باشند، در واقع اینها مانند همان زمین خوبی می باشند که آب را جذب می کند و خودش سیراب می گردد و بر اثرش مرتع و گیاهان را به نفع دیگران می روایند

۲: برخی دیگر طوری هستند که علم را بطور کامل فرا می گیرند اما خودشان بر آن عمل نمی کنند اما آنرا بطور کامل بدیگران منتقل می کنند، اینها مانند همان زمینی می باشند که آب را در خودش نگه می دارند و دیگران از آن بهره می گیرند.

۳: برخی دیگر طوری هستند که عالم می شنوند اما آنرا حفظ نمی کنند و بر آن عمل هم نمی کنند و آنرا به دیگران هم منتقل نمی کنند، اینها مانند همان زمینی می باشند که بسیار صاف و سفت می باشد طوریکه نه آب در آن نفوذ می کند و همچنین آب را برای نفع دیگران نیز نمی تواند ذخیره بکند.

در این مثالی که پیامبر صلی الله علیه و سلم ذکر نمودند در بر گیرنده هر دو گروه می باشد، به این صورت که گروه اول  انسانهای بسیار خوب و ستوده شده ای می باشند طوری که خودشان از علم بهره می برند و به دیگران هم بهره می رسانند هر چند که در میان افراد این دسته، فرق مراتبی هم می باشد. اما گروه دوم همان دسته نکوهیده شده می باشند که هیچ بهره ای از علم نمی برند، نه خودشان فایده ای می برند و هم اینکه به دیگراه هم بهره ای نمی رسانند.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جای خالی را با عدد مناسب پر کنید *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن