اخلاق و عرفان

یازده روش و وسیله ی دعوت

اسباب دعوت و تبلیغ

این روشها، روشهاى عام هستد نه خاص، که به پایه ی نهادن بنیان ها و استوار نمودن دستوراتی روشنگر مسیر و گشایشگر زمینه های کامیابی نزدیک تر بوده و در ارائه ی آن حکمتی از گذشتگان و فهمی را از استادانمان و کسانی که در زمینه ی دعوت پیشی جسته اند برمی گیریم. این ها یازده دستورالعمل هستند؛ سه تا در مورد فرد دعوت شونده، چهار تا در مورد فرد داعی و چهار دستور در مورد وسایل و اسباب دعوت، از خداوند طلب یاری می کنیم:

سه دستور در مورد دعوت شونده

۱: لزوم رعایت سطح سِنی فرد: این نکته ی بسیار مهمی است که بسیاری از آن غفلت می ورزند. به این ترتیب که شیوه ی یکسانی در دعوتمان برای همیشه در پیش گرفته و هیچگونه توجهی به فرد مورد خطاب نمی کنیم. حساس ترین دوره ی سنی در میان دیگر مراحل سنی، سن نوجوانی است. این مرحله از عمر خود نیاز به شخصیت دارد که با دقت و اشتیاق بسیار با آن برخورد نماید، به جهت آنکه یکی از آشکارترین ویژگی های آن تغییر و تحول و نبود ثبات و پایداری و اعتماد به نفس است. کسی که در برخورد با نوجوانان از این واقعیت، غفلت می ورزد، به نتیجه ای نمی رسد. بنابراین، چنانچه شما هم یکی از دعوتگرانی می باشید که با این دوره ی سِنی سر و کار دارید، بسیار مراقب باشید که به فرد دعوت شونده اجازه بدهید که خود به درک و فهم موضوع دست یابد و فرصت آن را به او بدهید تا دلایل خود را اظهار نموده و بشدت مواظب باشید که رأی و نظرش را هر چند بی معنی و ساده لوحانه باشد کوچک نشمارید. در غیر اینصورت، ارتباط قلبی با او را از دست داده و کلیدهای این ارتباط بدون کارآمد گشته و دیگر کاری از دستتان بر نخواهد آمد.

و به خوبی آگاه باشیم که پیامبر خدا Hدر این رابطه الگوی ما می باشند، جاییکه امام مسلم، ابوداود و ترمذی از حضرت انس ابن مالک Lاز یکى از اصحاب نقل می کند: پیامبر خدا H بهترین اخلاق را در بین همگان داشت و من برادری داشتم که او را ابوعمیر می خواندند. { می گوید فکر می کنم که گفت او شیرخواره بود} وقتی پیامبر خدا H آمده و او را می دید می فرمود: اى ابوعُمَیر! چه آمد بر سر نُغَیر؟(نُغَیر یعنی: جوجه گنجشک)” و او (آن بچه) با آن بازی می کرد. ببینید که پیامبر خدا H به چه روشی با ابوعمیر این کودک خردسال برخورد             می نماید و هر بار با این سوال با او اظهار دوستی می کند. نُغَیر در اینجا تصغیر نُغَر است که نوعی پرنده می باشد، چه خوب است از شیوه ی سؤال آنحضرت Hدرس بگیریم که چگونه ابوعمیر را وا می دارد تا سخنی از خود بیان داشته و فرصتی را به او می دهد تا از چیزهایی که دوست دارد حرف زده و خودش را ابراز دارد. بر ما که کار دعوت را انجام می دهیم لازم می گردد با دقت هر چه بیشتر این دوره ی سنی را زیر نظر گرفته و از شیوه ی دیکته کردن و قبولاندن سخنانمان پرهیز نماییم. بلکه به روش گفتگو و مجادله پیش رفته و به آراء و نظراتشان گوش فرا داده و اجازه ی بیان افکار خویش را به آنان بدهیم و آن بزرگ شدنی را که درحال درکش هستند را به رسمیت بشناسیم. به این ترتیب ارتباط قلبی خدشه ناپذیری با آنان برقرار خواهیم ساخت.

۲: لزوم توجه به سطح تحصیلات و فرهنگ آن فرد: در داستان “ابوعمیر و نُغیر” دلیلی دیگر نهفته است. پیامبر خدا H در آغاز صحبت با وی چیزی در    حیطه ی دستورات دینی و اهداف و ضروریات آن بیان نفرموده و در عوض با کلامی که متناسب سن و سال کودک بوده و درجهت نزدیک شدن به او و ایجاد وسائل ارتباط و دوستی بین دو طرف آغاز نمود. به همین سبب برای داعیان شایسته است که این مسأله را مد نظر قراردهند تا دعوت آنان به نحوی درست، کارآمد و سودمند عمل نماید. شایسته است همچون آن داعی مورد بحث در واقعه ای که در مصر پیش آمد و در دعوت گروهی اشخاص معروف به قدرت و توانایی، سخنی از لزوم عمل به اسلام و جامعه و خلافت اسلامی و دیگر مسائل از این قبیل به میان نیاورد، بلکه از توانایی و شجاعت پیامبر خدا Hسخن گفته و همچنان داستان هایی در آن زمینه نقل نمود تا فردی میان از دعوت شوندگان به جوش آمده و گفت:

” اللهم صل علی أجدع نبی”

یعنی: خدایا بر شجاع ترین پیامبران درود فرست، بدینگونه پیامی روشن و آشکار به این افراد رسانیده شده و آن داعی برمبنای این شروع نیکو به کار خویش ادامه داد.

۳: لزوم جستجوی موانع: همه ی افراد مسائل و مشکلاتی دارند که آنان را به خود مشغول کرده و توجه شان را به خود معطوف ساخته است، درصورتیکه داعیان این ها را نبینند به نتیجه نمی رسند. لازم است فرد داعی آن را یکی از اصول اساسی کار خویش قرار داده و از اوضاع مخاطبان دعوت خویش کسب اطلاع کرده و سعی در شناخت مشکلات و دل مشغولی هایشان نماید. در صورتی که کمکی از دستش برمی آید در یاری رساندن به آنان بکوشد. چنین شیوه ای احتمال ایجاد پیوند با دلهای مخاطبان و در نتیجه تاثیر در آن را بالا می برد

چهار دستور درمورد داعی:

۱: ضرورت شروع کار با خویشتن: شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله علیه               می فرماید: ” هرگاه قلب بنده، شایسته ی حق تعالی گشت و به جوار وی نایل آمد، ملک و پادشاهی تمام زمین به او داده می شود، و گسترش دعوت در میان مردم و شکیبایی بر آزار ایشان و توانایی تغییر باطل و اظهار حق را بدو می سپاردند. ”

استاد مصطفی صادق رافعی رحمه الله علیه نیز می گوید: ” چنانچه موعظه به    شیوه ی زنده ی خویش ادا نگردد به باطل می ماند. هیچ نفسی تغییر نمی پذیرد مگر آنکه خود دارای توان تغییر و تبدیل باشد، مانند نفوس پیامبران و پویندگان راه آنان. این هنر همانا نهادن حکمت در گفتار است و نهادن قیاس و ادله نیست.”

استاد عبدالوهاب عزام رحمه الله علیه بر این نکته تاکید نموده و می گوید:

” بجز عقل فهیم و قلب سلیم سخن حق و ماندگار را بر زبان جاری نمی سازد، مگر کسی که خود را آماده ساخته و به نظرات خویش اعتماد داشته باشد، آنگاه است که کلامش چون ضرب المثل و روشنگری هایی تا ابد باقی می مانند و تنها برای مدت و افراد خاص و وقایع معینی صدق ننموده و تمام نسلها و دوران ها، شهرها و کشورها را دربرمی گیرد.”

آری!

سخنان شما به همان اندازه که در قلب خودتان رخنه کنند در قلب مخاطبانتان اثر می نمایند، در این باره شهر بن حوشب تابعی رحمه الله علیه می گوید:

” هرگاه کسی برای جمعی سخن می راند، کلام او در دل های آنان در همان جایگاهی قرار می گیرد که از دل او برخاسته است.”

{آنچه از دل برآید بر دل نشیند.}

خلاصه ی مطلب آنکه با خدای خویش رابطه ی نیکویی برقرار سازی، ابتدا خودت چیزی را که می گویی را قبول داشته باشی و در خود تو قابلیت تغییر و تحول موجود بوده و به میزانی که به خویش و به اندیشه هایت باور داری به آن باور داشته باشی. چنان کلامی از قلبی برمی آید که با آفریدگار خویش پیوند دارد و از درونی که قابلیت تغییر و تحول را دارد و اندیشه ای که بر اطمینان و باور درست استوار است. آنگاه است که کشور و حاکم در برابرش سرفرود آورده و کلامت در گوشه گوشه ی جهان گسترده می شود.

۲: الگو: رافعی رحمه الله علیه در باره اش می گوید: ” الگو خود به تنهایی دانش زندگانی است” و دعوت زندگانی است و دانش دعوت همه اش همان الگوی نیکوست. این همان چیزی است که از پیشینیان آموخته ایم، امام شافعی رحمه الله علیه          می فرماید: ” هرکه دوستش را با عملی که خود انجام می دهد راهنمایی کند هدایتگر است.” عبدالله بن زیاد رحمه الله علیه می گفت: ” حسن بصری رحمه الله علیه به مرتبه ای که داشت نرسید مگر بواسطه ی آنکه مردم را به چیزی دعوت می نمود که خود پیشتر از دیگران بدان عمل نموده و آنگاه که از چیزی منع می نمود خود بیش از همه از آن دور می ماند.” و ” وقتی عالمی به دانش خویش عمل ننماید، موعظه و سخنانش از قلب ها همانند قطرات باران که بر صخره می خورند پراکنده گردند.” یعنی قطره ی باران بر صخره ای صاف و صیقلی، آنگونه که مالک بن دینار رحمه الله علیه بیان داشته است.

بنابراین اى داعی، توجه نما و یادت باشد که الگو محور بسیار حساس و خطیری است، و به قول امام مدینه، یحیی بن سعید انصاری رحمه الله علیه: ” تو پیشوایی هستی که چشم ها را به آن دوخته اند” و اکنون ما می گوییم که: ” شما دعوتگری هستید که چشم ها به شما دوخته است.”

۳: ارتباط فردی: مهمترین چیزی که هنگام دعوت و تبلیغ مورد غفلت واقع          می شود ایجاد ارتباط فردی با دعوت شونده است. هدف اینجا صرف وجود علاقه نیست، بلکه منظور علاقه و ارتباط شخصی حقیقی است که نخستین پایه ای که            می گذاریم بر اساس معنی و فهم انسانی ناب باشد، میان من و آنکه دعوتش                 می نمایم پلی از دوستی و محبت ایجاد شود، رشته ی پیوندی که هیچ هدف و منظور دیگری پشت آن نباشد حتی هدف دعوت. برای اینکه برداشت نادرستی از این گفتار نشود، مقصود این نیست که بگوییم ایجاد ارتباط با مخاطب دعوت به نیت دعوت کار ناپسندی است، چیزی که می خواهیم بیان کنیم تفکر بیش از حد در مورد ایجاد ارتباط با فرد بخاطر دعوت می باشد که در نتیجه ی آن، ارتباط طبیعی فراموش گردد و بدون آنکه متوجه شویم به شیوه ای نامناسب و ناشایست عمل نماییم؛ مثلاً در صورت اجابت دعوت ما از سوی فرد و همراهی با ما در برنامه ی دعوت، بی آنکه متوجه شویم از توجه به او کاسته و این اعتنا و توجه را متوجه فرد دیگری می کنیم چون دیگر او به مقصد رسیده و در صورت یافتن کمی همراهی در فرد دوم تلاش و توجه مان را در مورد وی نیز کاهش داده و به دیگری می پردازیم. این کار در هردو طرف به یادشان می ماند، پس بهتر است یادمان باشد که ارتباط شخصی و انسانی اساس کار است!

دستور چهارم: نوگرایی: یکی از موانع سر راه دعوت های تقلیدی و یکسان، باعث می شود بهره ی خود را از دست بدهد، و فرد دعوت شونده در آن هیچ جذابیت و آراستگی نمی بیند. لازم است که دعوتگران در این زمینه آگاه بوده و پیوسته بدنبال چیزهای نوین در حیطه های فرهنگی، علمی، ابزار، شیوه ها، مکان و زمانبندی باشند. اینکه فرد مخاطب چیزی بیابد که بسوی آن کشیده شده و خواستار دیدارش باشد از اهمیت بسزائی برخوردار است. تصور کنید که روبروی دستگاه تلویزیونی هستیم و پی در پی برنامه و مسائل جدید و تازه ای را نمایش می دهد، در این حالت ما را نه به زور بلکه با میل و رغبت خودمان به سمت خویش می کشاند. انسان دعوتگر وسیله ی نمایش نیکی و جای عرضه ی سود و بهره و اشتیاق است.

 چهار دستور در مورد وسیله ی دعوت:

۱: کاربرد زبان دل ها:شیخ گیلانی رحمه الله علیه در توصیف داعی                    می فرماید: آنان عهده داران جایگاه دعوت اند، مردم را به شناخت حضرت حق تعالی فرا خوانده و پیوسته به دعوت قلب ها مشغولند. آری! آنان قلب و روح مردم را فرا می خوانند و نه جسم و کالبد آنان را.

برادر دعوتگر! در این مورد کوشا باش، ابتدا خودت سعی کن تا اندیشه ات را باور بنمائی، آن را در قلب خویش جای بده، و سپس بگذار تا قلبت با قلب های مردم سخن بگوید و به این طریق درهای نیکی وسیع و گشوده می گردند.

۲: نرمش و ملایمت: این دستور طلایی جذب افراد و تاثیر نهادن بر آنان است. { فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ‌۱

یعنی: پس به برکت رحمت الهى با آنان نرمخو و پر مهر شدى و اگر تندخو و سختدل می بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند، پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن.

این همان رفتاری است که پیامبر H از پروردگار خویش فراگرفته بود و ما او را دارای رفتاری آنچنان نرم و آرام می یابیم. در احادیث بسیاری از جمله حدیث آن بادیه نشین که در مسجد ادرار کرد، (به روایت مسلم و بخاری) پیامبر H فرمودند: ” او را وادار به قطع عملش نکنید. سپس سطلی آب خواست و بر آن ریخت.” یا حدیث ” ابوعُمَیر و نُغَیر” که در آن نرمخویی پیامبر H در ارتباط با یارانش را در می یابیم.

پس ای داعى! نرمخویی پیشه کن تا مردم از پیرامونت پراکنده نگردند. دقت کن و بشدت بپرهیز از آنکه فرد (مدعو) دعوت شونده ات در مورد تو احساس مزاحمت و گرانباری ننماید یا اینکه دشواری همکاری و تعامل با خود را بر او نیفکنی، و به هر دلیلی وقت و بی وقت در برابرش ظاهر نشده و تا وقتیکه خودش از تو تقاضای راهنمایی ننموده باشد وارد روابط او با دوستانش نگرد. سعی کن انسانی ملایم و نرمخوئی باشی. سخنانت از دریایی ژرف و مملو از ایمان و دوستی و دانش بیرون آمده و با زبانی ساده و مهربان با او صحبت کن. یحیی بن معاذ رحمه الله علیه در بیان سبکهای دعوت می فرماید: ” بهترین چیز در دعوت، کلام نرم و شیرینی است که از دریایی ژرف برآمده و بر زبان فردی دوست و همراه بیاید.”

۳: با مردم از آنچه می خواهند سخن بگو :اجازه بدهید با ذکر نمونه ای منظور را شفاف تر بیان کنیم: من از خوردن برنج لذت می برم ولی تمایلی به خوردن کرم ندارم. موقع صید ماهی، آیا برای ماهی برنج را در قلاب بگذارم یا کرم را؟ منظورم آشکار هست؟ هنگام صید ماهی برایش چیزی را طعمه قرار بده که او دوست دارد و نه خودت! چنانچه برنج، که مورد علاقه ی من می باشد، را طعمه ی ماهی بگذارم، حتی یک ماهی را هم صید نخواهم کرد ولی اگر در آن کرم را، که من نمی خورم، برایش طعمه قرار دهم، ماهی ها از هر سو به سمت آن می شتابند.

در نتیجه با مردم سخن از چیزی بگو که دوست دارند و نه آنچه مورد           علاقه ی توست و از آنچه در ذهن آنان است و نه چیزی که خود در سر داری! معنی این حرف آن نیست که وظیفه ی والاتر خویش را رها کنی یا آن را دست کم بگیری، بلکه خردمند و باتدبیر باش، از طریق آنچه دوست دارند و خواهان آنند به چیزی که می خواهی دست پیدا کن. همانطور که پیامبر بزرگوار H در حدیثی که بارها به آن اشاره نمودیم، حدیث ” ابوعمیر و نغیر” با ابوعمیر در مورد چیزی گفتگو می نماید که او دوست دارد و بدان علاقمند است تا با قلب او نزدیکی حاصل نموده و نشان دهد که آنچه را که مورد توجه این کودک خردسال است مهم می پندارد هر چقدر هم که آن کوچک و ناچیز باشد. با عمل به این شیوه، راهت را کوتاه تر نموده و به هدفت می رسی.

۴: اولویت ها را در نظر داشته باشید: فرد داعی باید اولویتها را در دعوت خویش مد نظر داشته باشد. غیر طبیعی خواهد بود اگر قصد شروع بنای طبقه پنجم ساختمان را نماید پیش از آنکه طبقه ی نخست را بنا نهاده باشد. به همان میزان، نامعقول خواهد بود اگر با غیرمسلمانی از واجب بودن نماز و روزه بر او سخن گفته شود، در جریان انجام کار دعوت چه بسیار پیش می آید که این مسائل را علیرغم پیش پا افتاده و بدیهی بودن شان از یاد می بریم.

بهتر است داعی در دعوت خویش بطور جداگانه برای هر فردی اولویت بندی نماید. ابتدا مسائل اساسی که گریزی از آن نیست، سپس قدم به قدم به اولویت دهی مسائل بپردازد، مثلاً در مورد غیرمسلمان ها از ایمان به الله سبحانه و تعالى و توحید و یگانگى او و تحذیر از شرک، در مورد مسلمان گناهکار با بیان عبادت های فرض، در ارتباط با مسلمان پایبند با موضوع مستحبات و فضائل، و همین طور در مورد هرکس بر اساس سطح پایبندی و ایمانی که دارد شروع می کنیم.

در پایان یادمان نرود که سلاح سری دعوتگران را یاد آور شویم که همان دعاء است، و از آنجاییکه اساس موفقیت در امور عبادت و دعوت دیگران، از فضل و توفیق خداوند است، لذا بایست از خداوند کمک و آسانگری بخواهیم و اینکه          پرده ی قلبها را به فضل و قدرت خویش برایمان بردارد۱. . الهی آمین!

۱ : ال عمران ۱۵۹

۱ : ترجمه از مسعود بر گرفته از انترنت.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جای خالی را با عدد مناسب پر کنید *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن