اخلاق و عرفان

قصه‌ی عبرت آموز

🌴قصه‌ی عبرت آموز🌴
انس ( رَضِیَ اللَّهُ تعالی عَنْهُ ) می فرماید :
مردی نصرانی بود و مسلمان شد و سوره های بقره و آل عمران را یاد گرفت، و برای پیغمبر ( صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ) کتابت می کرد، اما دوباره نصرانی شد و می گفت : مُحَمَّد جز آنچه من برایش نوشته ام، نمی داند. سپس اللّٰه او را میراند و او را دفن کردند، صبح که شد دیدند زمین او را بیرون انداخته است، آنگاه گفتند : این کار مُحَمَّد و اصحاب اوست چون این دوست ما از نزدشان فرار نموده او را نبش قبر کرده و بیرون انداخته اند، سپس دوباره قبر عمیقی برایش حفر کرده و او را دفن نمودند، صبح که شد دیدند زمین او را بیرون انداخته است، آنگاه گفتند : این کار مُحَمَّد و اصحاب اوست که دوست ما را نبش قبر کرده و بیرون انداخته اند چون از نزدشان فرار کرده است، سپس بار دیگر تا توان داشتند قبر عمیقی برایش حفر کردند، ولی صبح که شد دیدند زمین او را بیرون انداخته است. اینجا بود که فهمیدند این کار مردم نبوده است، و آنها هم او را انداختند.

📚صحیح بخاری، کِتَابُ الْمَنَاقِبِ، بَابُ عَلَامَاتِ النُّبُوَّهِ فِی الْإِسْلَامِ.
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جای خالی را با عدد مناسب پر کنید *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن